بدحجابی یا بیحجابی؛ واژه دیروز و امروز نیست
حجاب دیروز
با مرور گذشته نه چندان دور متوجه میشویم بیشتر زنان مسلمان ایرانی حجاب را به عنوان یکی از اصلیترین نمادهای دینداری خود پذیرفته بودند. در برهههایی همچون کشف حجاب، ممانعت از دختران با حجاب برای ورود به مدارس و ادامه تحصیل بسیاری از خانوادهها، عطای تحصیل و پیشرفت را به لقای حفظ اعتقادات خود بخشیدند تا ثابت کنند، حکومت تنها بر نوع زندگی، سیاست حاکم و برخی مسائل اجتماعی و اقتصادی آنها حکمرانی میکند و نه بر اعتقاداتشان. در همان دوره کشف حجاب و حتی قبلتر از آن هم تنها وابستگان دربار و برخی دولتیها، تجدد سوغاتگونه فرنگ را بر خود تافتند وگرنه اکثریت همچنان با اعتقادات راسخ خود، مبانی اصلی اسلام را حتی در زمان خفقان و ممنوعیت، زنده نگه میداشتند. و اما وضعیت حجاب در اوایل انقلاب؛ تعدادی از زنان برای آزادی پوشش جلوی نخستوزیری تظاهرات میکنند و از همان زمان پوشش زنان به عنوان یک معضل اجتماعی محسوب میشود. در این میان مسوولان هم بر سر تعریف حجاب خوب و بد بایکدیگر به توافق نمیرسند. عدهای از روشنفکران در همان روزهای ابتدایی انقلاب، حجاب را مانعی برای رشد و توسعه کشور میدانستند، شاهد مثالشان هم کشورهای غربی بود. بیستم اسفندماه سال 57 بود که مرحوم آیتالله طالقانی به این تفکر چنین پاسخ دادند: «حجاب در ایران یک مساله سنتی و تاریخی است که در عمق تاریخ ما و تاریخ شرق مطرح بوده است. همیشه زنهای ما دارای یک فرم حجاب بودهاند. حجاب به معنای عامش نه مخصوص به چادر و وضع خاص یعنی حفظ عفاف، یعنی وقار، حفظ وقار و شخصیت زن همیشه در ایران و کشورهای شرقی اسلامی و غیراسلامی بوده و شما ملاحظه میکنید زنهای هندوستان با اینکه مسلمان نیستند برای حفظ سنت اصیل ملیشان، اکثرا دارای سرپوشی هستند که مظهر کامل زنان مترقی و مدیر و سیاستمدار شرق خانم «گاندی» است. باید بدانید که رضاشاه بر اثر برنامههای استعماری خواست زنان ما را خفیف کند و به بیبند و باری بکشاند و همان طوری که برنامه عمومی استعمار است که زن و مرد را سرگرم شهوترانیها، خوشگذرانیها و عیاشیها بکنند تا بتوانند کارشان را پیش ببرند یا خیال میکرد همین قدر لباسها را که کوتاه کرد، مردم ایران که کت و شلوار پوشیدند، شاپو گذاشتند و زنها که بیحجاب شدند دیگر ترقی کردهایم. کار رضاشاه همین بود، خیال کرد دنیای غرب که مترقی شده و پیشرفت کرده دلیلش این است که زنانش بیحجابند و توسعه اقتصاد و علم و قدرت و صنعت نیز به همین دلیل است».
بعد از انقلاب به طور طبیعی در حوزههای فرهنگی شاهد یکسری تندرویها و کندرویها بودیم. حدود یک ماه پس از پیروزی انقلاب بود که عدهای از تندروها (که امروز دیگران را به تندروی متهم میکنند) مانع حضور زنان در ادارات دولتی میشدند و تنها چادر را به عنوان حجاب اسلامی قبول داشتند. وقتی خبر به گوش امام خمینی(ره) رسید به صراحت تاکید کردند:«زنها باید با حجاب به وزارتخانهها بروند». حجتالاسلام اشراقی، داماد حضرت امام (ره) در تشریح جمله حضرت امام (ره) به رادیو انقلاب اسلامی گفت: «باید در نظر داشت که حجاب به معنی چادر نیست همین قدر که موها و اندام خانمها پوشانده شود و لباس آبرومند باشد، حالا به هر شکلی که باشد مهم نیست. چادر چیز متعارفی است و بسیار خوب است اما به خاطر طرز کار و نوع کار خانمها شاید گاهی پوشاندن بدن و مو به طریق دیگر هم حجاب باشد، حرفی نیست». بعد از پشت سر گذشتن آن روزها و پایان جنگ تحمیلی مساله حجاب و پوشش بار دگر جانی دوباره گرفت و این بار بحث چادر یا مانتو در محافل دانشگاهی کشور مطرح شد. حجتالاسلام و المسلمین هاشمیرفسنجانی که آن هنگام رئیس هیات امنای دانشگاه آزاد بود، در یک پرسش و پاسخ دانشجویی با صراحت اعلام کرد: «مانتو از نظر ما ایرادی ندارد و برای محیطهای دانشگاهی نیز بدون اشکال است». بعد از آن موضوع پوشش و حجاب از دولت سازندگی و حزب کارگزاران به دست دولت اصلاحطلب و دومخردادیها افتاد. با به کار آمدن این دولت در طول سالهای 76 تا 84 بیشتر شاهد سوءاستفاده از مساله آزادی بیان و آزادی زنان بودیم تا کار مفید دیگر. عطاءالله مهاجرانی، نخستین وزیر ارشاد کابینه دولت هفتم اعلام کرد:«حجاب را باید به نظرخواهی از مردم واگذار کرد و حکومت هیچ وظیفهای در قبال حجاب مردم ندارد». در این 8 سال، روز به روز و فصل به فصل وضعیت پوشش بانوان در حال تغییر و به اصطلاح ترقی! بود. شورایعالی انقلاب فرهنگی برای جلوگیری از رشد این ناهنجاری در سال 82 طرحی را به نام «توسعه حجاب و عفاف» به تصویب رساند؛ طرحی که میخواست فرهنگ پوشش درست را در نهادهای دولتی و غیردولتی و سازمانها نهادینه کند اما در دولت اصلاحات از اجرای آن خبری نشد. 22 اردیبهشت سال 85 بود که آیتالله امینی در خطبههای نماز جمعه در قم از روند صعودی بدحجابی گله و بشدت از دستگاههای مسوول انتقاد کرد: «درست است که بیحجابی نداریم، اما این بدحجابیهایی که در شهرها داریم، نگرانکننده است. خانمهای ایرانی شریفند، بزرگند و گرامی و به حجاب علاقه دارند ولی متاسفانه مساله بدحجابی و توسعه آن نگرانکننده است؛ چه در قم باشد، چه در شهرهای دیگر و چه در تهران. من نمیگویم کسانی که بدحجابند. دین ندارند، نه! بسیاری از آنها متدین هستند؛ واقعا متدینند، اما نسبت به این مساله توجیه نیستند. خیلی از آنها اصلا نمیدانند حجاب از مسائل ضروری اسلام است. من هم واقعا نمیدانم چرا. خب! زنان در کشور ما که حجاب دارند، اما چرا این گونه بدحجابی رایج شده و همین طور روز به روز هم توسعه پیدا میکند. مراجع ما از این وضعیت شدیدا ناراضی هستند. مردم هم به مراجع تقلید فشار میآورند که چرا سخنی نمیگویید. بارها و بارها به خود من گفتهاند، چرا در این باره در خطبهها حرفی نمیزنی. به من اعتراض کردهاند. من هم میدانم حق با آنهاست. به آنها دلداری میدهم و میگویم انشاءالله درست میشود؛ این مشکلی است که از مدتها قبل گرفتار آن بودهایم ولی به هر حال باید برای حل این مساله فکری کرد». حجتالاسلام مرتضی ادیبیزدی، کارشناس مذهبی در تحلیل وضعیت حجاب آن دوره میگوید: «آموزههای دوره پهلوی پس از پیروزی انقلاب اسلامی توسط امام خمینی(ره) و مردم متدین و انقلابی، کاملا از بین رفت و رعایت حجاب کاملا برای افراد پذیرفته شد اما باید بپذیریم که پس از رحلت امام(ره) و دفاع مقدس این امر مورد غفلت واقع شد. با روی کار آمدن دولت اصلاحات، این تصور به وجود آمد که نوع پوشش جزو مطالبات مردم است در صورتی که نوع پوشش در جامعه اسلامی مشخص شده و این خواسته در تعارض با آموزههای اسلام است. اگر مردم تعارض یا مطالبهای داشته باشند در وهله اول آنچه اهمیت دارد حکم خدا و احکام قطعی قرآن و سنت رسول اکرم(ص) است که باید حاکمیت داشته باشد؛ همچنین اگر برخی از عناصر جامعه متوجه آموزههای دینی نباشند این خواسته جزو مطالبات محسوب میشود. سرمداران اصلاحات خیال میکردند با تکرار اینکه مطالبات مردم این است که در انتخاب پوشش خود مختار باشند، میتوانند موقعیت خود را تثبیت کنند. دست به دست دادن این عوامل و از طرفی تبلیغات ماهوارهای و تزریق فرهنگ غربی به مردم و همچنین عدم انسجام نیروهای وفادار انقلاب برای دعوت زنان به رعایت عفاف موجب شد سلیقههای مختلف در این مقوله وارد شود و بیحجابی ترویج یابد».
حجاب امروز
31 سال از پیروزی انقلاب گذشته است. وضعیت حجاب در حال حاضر شرایطی یافته که مدیرانی که پرداختن به موضوعات دینی را جزو امور فرهنگی میدانستند هم به درمانی فوری برای این شرایط اذعان میکنند. در این میان رجال سیاسی هم ساکت ننشستند و نسبت به این ناهنجاری واکنش نشان دادند. سیدمحمدجواد ابطحی، عضو کمیسیون فرهنگی مجلس میگوید: «غفلت دولت اصلاحات و مجلس هفتم تاثیر بسیاری در روند ترویج بیحجابی در جامعه داشته است و اگر این معضل اجتماعی به همین صورت ادامه پیدا کند و هیچ مسوول یا نهادی اقدامی در این زمینه انجام ندهد، بسیاری از ارزشهای جامعه از بین میرود. منطق حاکم بر دنیا منطق غریزه و نفس اماره است و هدف دنیای استکبار این است که نخبگان و جوانان آیندهساز کشور را با ترویج مد و بیحجابی سرگرم کند تا از کسب علم و معرفت عقب بمانند؛ این هدف صهیونیسم و استکبار است». حجتالاسلام رهبر، رئیس فراکسیون روحانیون مجلس نیز روند بدحجابی جامعه را در مسیر بیحجابی دانسته و میگوید: «امروز وضع به گونهای شده است که بعضی از دشمنان خارجی که چندی قبل به ایران آمده بودند، در گزارش خود نوشته بودند: «بزودی وضع ایران و تهران خوب میشود. حجاب در حال کنار رفتن است». از آن طرف هم عدهای از زنان و مردان مسلمان که از بعضی کشورها برای زیارت و ... به ایران میآیند از وضعیت حجاب کشور ابراز ناخرسندی میکنند. اینها واقعا درد است. این 10 سانت روسری که برخی زنان روی سر میاندازند و از این طرف و آن طرف موها بیرون ریخته و یک لباس چسبان مثل رقاصهها و آرتیستهای هالیوود میپوشند، کجایش به حجاب اسلامی میخورد؟! متاسفانه وقتی هم اعتراض میکنیم، میگویند مشکل ما یک مقدار موی دختران نیست...». و اما دیدگاه دختران جوان نسبت به حجاب. «فرزانه» با ظاهر امروزیپسند چنین نظری درباره حجاب دارد: «حجاب به نوعی به زن امنیت میبخشد و او را غیر قابل دسترس جلوه میدهد. من حجاب را دوست دارم و مشکلی هم با رعایت آن ندارم». تعبیر زیبای این دختر 19 ساله از حجاب گویا تنها در حد کلام است، گرچه نباید از ظاهر افراد درباره آنها قضاوت کرد اما با توجه به ظاهر او به نظر میرسد که میانه خوبی با حجاب اسلامی نداشته باشد. او معتقد است: «حجاب باید در حدی باشد که به حریم شخصی افراد ضربه وارد نشود و البته چگونگی آن بستگی به فرهنگ خانواده دارد. هر کسی باید حجاب و پوششی داشته باشد، ضمن اینکه حفظ حریم افراد، تنها به صرف رعایت حجاب ظاهری نیست و نوع برخوردها نیز بسیار مهم است». گاهی اوقات عدهای با تفکر «چاردیواری اختیاری» یا «شهر ما خانه ما»ست با هر نوع پوششی بدون در نظر گرفتن حد و حدودها در شهر ظاهر میشوند. ضمن اینکه توقع دارند همه به نظر شخصی آنها نیز احترام بگذارند اما سخت در اشتباهند، چراکه رعایت نکردن حجاب در اجتماع موجب برهم خوردن آرامش و بروز ناهنجاریهایی میشود و در این هنگام حکومت موظف است با عوامل هنجارشکن مقابله و جامعه را از وجود ناپاکیها پاک کند. «نازنین» 25 ساله، دانشجو است و دوست دارد همیشه آراسته به خیابان بیاید اما از نگاه مردم نسبت به تیپ ظاهرش گلایهمند است: «چرا ما ایرانیها جنبه این نوع پوششها را نداریم؟ چرا تا دختری را با آرایش میبینیم، به خود اجازه میدهیم هر رفتاری که میخواهیم با او داشته باشیم؟ در خارج از کشور با آن همه آزادی کسی به کسی کار ندارد، هر کسی هم هر جور که بخواهد میپوشد اما اینجا....». با شنیدن حرف این دختر یاد حرف ناکاتا خایولا، زن ژاپنی که تازه مسلمان شده بود، افتادم. او معتقد است: «پوشیدن دامن کوتاه، میتواند پیامی برای مردان داشته باشد؛ اینکه من در دسترس هستم؛ اما حجاب، با صدای بلند اعلام میکند که من برای شما ممنوع شدهام». مانور بیحجابی در دانشگاه
حجتالاسلام محمدتقی رهبر، رئیس فراکسیون روحانیون مجلس عقیده قابل تاملی دارد:« اگر غربیها که الگوی جوانان ما هستند بیحجابند، دیگر آرایش نمیکنند، اما اگر کسی گذرش به میدان تربار یا پاساژ بیفتد، عده قابل توجهی از زنان را بزک کرده خواهد دید. آیا این حجاب، برازنده خانوادهها و جامعه نجیب است؟» امام خمینی (ره) فرمودند: «دانشگاه باید مبدا همه تحولات باشد». اما گویی عدهای برداشت غلطی از گفته امام راحل دارند. متاسفانه یکی از عرصههای بروز بدحجابی، این ناهنجاری اجتماعی، محیط فرهنگی دانشگاههاست. کامران دانشجو، وزیر علوم هم وضعیت فعلی پوشش بانوان در دانشگاهها را نامطلوب میداند. نورالله حیدری، عضو کمیسیون آموزش مجلس با تاکید بر اینکه باید با افرادی که به طور سازمانیافته با ترویج فرهنگ حجاب و عفاف مخالفت میکنند و مانع از رشد معنوی جامعه میشوند، طبق قوانین و مقررات احکام اسلامی برخورد شود، میافزاید: «رعایت شوونات اسلامی و همچنین توجه به مقوله حجاب و عفاف، کارآیی فعالیت زنان در جامعه را افزایش میدهد اما واقعیت کمی دچار تحریف شده است. بعضی از دولتهای گذشته با استدلال اینکه در برابر فرهنگ غرب کمبودی نداشته باشیم، آزادی را با معنای بیبند و باری در جامعه رواج دادند. به همین دلیل امروزه شاهد رواج مشکلات فرهنگی از این دست در محیطهای دانشگاهی نیز هستیم. متاسفانه مدیران دانشگاهها تحت تاثیر دیدگاههای حاکم بر جوامع غربی، اهمیت و دقت لازم را برای اجرای طرح حجاب و عفاف نداشتهاند. برخی استادان هم که با تفکر سکولار و ضد دین در دانشگاههای کشور تدریس میکنند، نوع تفکر خود را به دانشجویان انتقال میدهند و بر همین اساس تلاش و کوشش دانشجویان و استادان اسلامگرا برای ترویج فرهنگ حجاب و عفاف خنثی میشود». با این اوصاف، دانشجویان تیزبین در مقابل این شبیخون فرهنگی بیکار ننشستند. چندی پیش در دانشگاه شهید بهشتی، کارگروهی با حضور تشکلهای دانشجویی فعال و با محوریت معاونت دانشجویی و فرهنگی این دانشگاه برای پیگیری و رسیدگی به وضعیت حجاب تشکیل شد. محمدرضا کاشفی، مسوول بسیج دانشجویی دانشگاه شهید بهشتی در این باره توضیح میدهد: «در دانشگاه شهید بهشتی روند بیحجابی در حال رشد و مایه تاسف است. درصددیم رعایت حجاب و عفاف را با فعالیتهای فرهنگی، نهادینه کنیم. همچنین برخورد قانونی با هنجارشکنان واقعی در این دانشگاه در اولویت برنامههایمان قرار دارد». روند بروز بحران پوشش در محیط دانشگاهی، از تریبون نماز جمعه هم مطرح شد. حجتالاسلام کاظم صدیقی، خطیب نماز جمعه تهران در خطبههای نماز جمعه چند هفته پیش گفت: «گسترش ناهنجاریهای اخلاقی و فساد اخلاقی در ادامه روند ترویج بیحجابی در جامعه به وجود میآید. اگر هرزگی در جامعه گسترش یابد، جوانان به دنبال کسب علم و دانش نمیروند و از این رو کشور از نظر اقتصادی، فرهنگی و علمی ضربه خواهد خورد».
نامه سرگشاده دانشجویان
دانشجویان دانشگاه تهران نیز با صدور نامهای سرگشاده نسبت به رعایت نشدن حجاب و پوشش نامتناسب با فضای آموزشی توسط برخی از دانشجویان اعتراض خود را اعلام کردند. در بخشی از این نامه خطاب به فرهاد رهبر، رئیس دانشگاه تهران چنین نوشته شده است: «ما دانشجویانی را که از حجاب خوبی برخوردار نیستند، متهم به فساد نمیکنیم، ولی بیتردید چنین رفتارهایی منشا مفاسد سایر دانشجویان است. گاهی با افرادی مواجه میشویم که محیط دانشگاه را با عشرتکده اشتباه گرفتهاند! این عده قلیل نه به قانون احترام میگذارند نه به عرف جامعه علمی و دانشگاه. یقینا اگر با این افراد برخورد مناسبی صورت نگیرد، به فساد خود ادامه داده و محیط اطراف خود را به گناه و تباهی میکشانند. دغدغه ما واژگون شدن کرامت انسان و ریخته شدن قبح و حرمت گناه و فساد است و آنچه جای بسی تامل، تاسف و ناراحتی است نه فقط این بیغیرتی و بیعفتی که تساهل و تسامح شما مسوولان در این مساله ساده انسانی است!...». در راستای اعتراض دانشجویان برخی دیگر از دانشگاهها، حجتالاسلام ابراهیم کلانتری، مسوول نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه تهران چنین گفت:« یکی از مسائل مهم فرهنگی که همواره در جلسات شورای فرهنگی دانشگاه تهران مورد بحث قرار میگیرد، مربوط به رعایت شوونات اسلامی در محیط دانشگاه است. اکنون با توجه به فصل گرما متاسفانه شاهد نابسامانی و ناهنجاریهای بیشتر در حوزه حجاب و عفاف در دانشگاه تهران هستیم. بعد از ارسال این نامه موضوع رعایت شوونات اسلامی برای چندمینبار در جلسات شورای فرهنگی دانشگاه تهران مطرح شد که همه مسوولان دانشگاه به موارد مطرح شده در نامه دانشجویان مهر تایید زدند. از این به بعد به صورت جدیتر به روشنگری در حوزه پوشش اسلامی، روابط دختر و پسر و همچنین شرایط حضور در دانشگاه پرداخته میشود و همه نهادهای حاضر در دانشگاه مانند جهاد دانشگاهی، ادارهکل فرهنگی، تشکلهای دانشجویی و همچنین نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در این زمینه فعال خواهند بود». خشت اول چون نهد معمار کج...
به گفته مرتضی علیپور، دبیر انجمن اسلامی دانشجویان مستقل دانشگاه تهران، بعضی معتقدند که وضعیت حجاب در دانشگاه تهران مناسب است اما به نظر میرسد که این افراد یا فرهنگ ایرانی- اسلامی را فراموش کردهاند که بعضی رفتارها را مناسب میدانند یا تحت تاثیر فرهنگ دیگری قرار گرفتهاند. او معتقد است: «مسوولان باید قبل از ورود افراد به دانشگاه و در دوران ابتدایی، راهنمایی و دبیرستان روی آنها کار کرده و فرهنگ ایرانی- اسلامی را به آنها بیاموزند تا دیگر شاهد وضع نامطلوب حجاب در دانشگاهها نباشیم. این اقدامات و وضعیت حجاب فعلی دانشگاه حاصل کار دولت اصلاحات است. در آن دوران به صورتی رفتار شد که حجاب به صورت موضوعی سلیقهای درآمده و اینگونه مطرح میشود که هر فردی میتواند مصداق معین خود را در این باره اعمال کند». حجتالاسلام دکتر یحیی صالحنیا، موسس و رئیس دفتر مطالعات راهبردی امام مهدی (عج) نیز درباره روند بیحجابی در دولت هفتم و هشتم میگوید: «ماجرا زمانی شروع شد که عدهای فرهنگ را به عنوان یک نظام جامع ندیدند. متاسفانه آقایانی که در دوران سازندگی و اصلاحات عهدهدار فرهنگ کشور بودند، فرهنگ را تکه تکه کردند و به صورت سلیقهای در بعضی از قسمتهای این نظام جامع به طور غیرتخصصی دخل و تصرف کردند. یک روحانی که رئیسجمهور وقت کشور بود به خود این اجازه را داد که بحث تنوع را در حجاب مطرح کند یا شخصی که دستگاه فرهنگی آن زمان را اداره میکرد به خود این اجازه را داد که بحث تنوع در پوشش را مطرح کند. اگر مساله حجاب و حد و حدود پوشش مورد دخل و تصرف قرار بگیرد، یقین داشته باشید که نماز هم آسیب خواهد دید. بحث تعلیم و تربیت و نیز سیستم آموزش عالی کشور هم آسیب میبیند و بهرهوری خود را از دست میدهد. به تعبیر حضرت رسول اکرم (ص) کسی که یک سنت بدی را بنیان کند در آینده هر فردی که به آن سنت عمل کند، گناهش گردن فرد بنیانکننده است. تنها ممکن است آن فرد یک کار یا یک حرف کوچک زده باشد اما با همان کار جامعیت را از فرهنگ گرفته است».
بدحجاب یا بیحجاب؟
براستی چرا حجاب در جامعهمان لوث شده و دیگر بسیاری از دخترها و پسرها در دانشگاه، خیابان و دیگر مراکز عمومی اهمیت چندانی به این امر واجب نمیدهند؟ چه شده که رفتهرفته روند بدحجابی در جامعه در حال تبدیل شدن به بیحجابی است؟ فاطمه آلیا، عضو فراکسیون زنان مجلس هشتم شورای اسلامی در پاسخ به سوال «وطن امروز» معتقد است: واژه بدحجاب فاقد معناست. او در این باره توضیح میدهد: «اگر کسی با توجه به تعریف، فلسفه و خاستگاه حجاب آن را زیر پا بگذارد، مصداق بیحجاب میشود و بدحجاب دیگر معنایی ندارد. یک چیزی یا هست یا نیست. یک فرد یا مومن است یا نیست. دیگر «بد مومن» نداریم یا ایمان داریم یا بیایمانیم، دیگر نمیتوانیم بگوییم بد ایمان. معتقدم واژه بدحجاب یک واژه فاقد معناست که در جامعه مصطلح شده است. در قرآن کریم چارچوب حد رعایت حجاب برای زنان و مردان بیان شده است. البته الگویی که در قرآن مشخص شده الگویی کلی است که قابلیت تنوع دارد. اگر کسی پایبند آن حدود تعیین شده الهی باشد، حجاب را رعایت کرده وگرنه بیحجاب است».
چه باید کرد؟
اردیبهشت سال 85 بود که نیروی انتظامی با اجرای طرح «ارتقای امنیت اجتماعی» برای کنترل این ناهنجاری وارد عرصه شد اما طرح بنا به دلایلی ناکام ماند. برای یافتن دلیل ناکامی گشت ارشاد باید به یک سال قبل از اجرای طرح ارتقای امنیت اجتماعی بازگردیم؛13 دیماه سال 84، چهارصد و بیست و هفتمین جلسه شورای فرهنگ عمومی کشور. در این جلسه طرحی با عنوان راهکارهای اجرایی گسترش فرهنگ عفاف و حجاب تصویب شد که به موجب آن بسیاری از نهادها، وزارتخانهها و سازمانها اعم از دولتی و غیردولتی موظف شدند اقداماتی را در راستای تحقق این طرح انجام دهند. سیاستها و راهکارهای این طرح در 16 بند به تصویب رسید که مهمترین آن در اولویت قرار گرفتن موضوع حجاب و عفاف در برنامههای دستگاههای اجرایی کشور برای مقابله با روند فزاینده بدحجابی بود. به واسطه این طرح وضع قوانین و مقررات لازم برای اصلاح وضعیت پوشش در جامعه نیز برعهده همه دستگاهها قرار گرفت و گسترش و تقویت مراجع قانونی برای ترویج پوشش اسلامی در جامعه ضروری خوانده شد. از جمله اهداف حائز اهمیت این طرح، نظارت بر رعایت حریم حجاب و عفاف در سازمانهای دولتی و عمومی و نیز نظارت و تاکید بر ضرورت رعایت سادگی و پوشش و فرمهای اسلامی و حضور ساده و بیآرایش در محیط کار است. البته ایجاد مراکز و موسسات متعدد با هدف الگوسازی، ارائه مدلهای مناسب و متنوع و ایجاد رقابت سالم در این زمینه بین افراد نیز جزو اهداف مطرح شده است. یکی دیگر از سیاستهای قابل توجه این طرح، رفع اشکالات قانونی در نحوه تولید، توزیع و عرضه پوشاک داخلی و خارجی است. در ادامه سیاستهای این طرح، احیای سنت حسنه امر به معروف و نهی از منکر درباره حجاب و عفاف نیز قید شد. این طرح به 20 وزارتخانه و دیگر نهادها از جمله رسانه ملی، بسیج، ستاد احیای امر به معروف و نهی از منکر، مرکز امور زنان، سازمان تبلیغات اسلامی، نیروی انتظامی و... ابلاغ شد. به عنوان نمونه بر اساس این مصوبه، رسانه ملی موظف به تبیین نقش حجاب و عفاف در سلامت جامعه، آموزش و پرورش موظف به تعیین رنگهای پوشش دانش آموزان با محوریت عفاف، میراث فرهنگی موظف به اطلاعرسانی با محوریت حجاب در بین گردشگران، وزارت راه موظف به نصب تابلوهای راهنما با محوریت عفاف، تربیتبدنی موظف به کنترل سالنهای ورزشی از نظر رعایت حجاب، وزارت ارشاد موظف به اجرای قانون منع استفاده ابزاری از تصاویر زنان در نشریات، وزارت کشور موظف به تهیه شناسنامه فرهنگی مناطق مختلف کشور، سازمان مدیریت موظف به تنظیم ضوابط مربوط به حجاب در جذب کارمندان و قوه قضائیه موظف به برخورد با بدحجابان است. سایر دستگاهها نیز وظایفی از این دست دارند اما یک سال بعد یعنی سال 85 تنها شاهد فعالیت نیروی انتظامی با اجرای طرح ارتقای امنیت اجتماعی بودیم که آن هم بعد از 3 سال با ناکامی مواجه شد. گویی سازمانها، نهادها و وزارتخانهها در اجرای این طرح که برگرفته از یکی از اصول انقلاب اسلامی بود، اقدامی عملی صورت ندادند. عدهای معتقدند که مشکل ما موی بیرون آمده دختران نیست. شاید به همین دلیل این موضوع مورد توجه قرار نگرفته بود.
احیای طرح حجاب و عفاف
در سال 89؛ سالی که از جانب رهبر انقلاب اسلامی سال «همت مضاعف و کار مضاعف» نامگذاری شده است، اجرای طرح توسعه عفاف و حجاب مجدد در دستور کار نهادها و وزارتخانهها و سازمانها قرار گرفت. البته تغییراتی در این طرح صورت گرفت چراکه مصوبات این طرح به اقتضای وضعیت پوشش در سال 82 نوشته شده بود که با اعمال این تغییرات دولت هم گویا نسبت به اجرای طرح مجاب شد. مصطفی محمدنجار، وزیر کشور با تاکید بر اینکه حجاب نیمه دیگر عفاف است و باید تلاش کرد تا در جامعه نهادینه شود، خبر از اجرای طرح عفاف و حجاب میدهد و میگوید: «امسال ستاد صیانت از حقوق شهروندی با همکاری سازمانهای مختلف اجرای این طرح را پیگیری میکنند. 6 کارگروه تخصصی در راستای توسعه طرح عفاف و حجاب در وزارت کشور فعالند. طرح عفاف و حجاب با تقویت باورهای اسلامی در کشور محقق خواهد شد و باید با تدابیر لازم و به دور از هیاهو این طرح اجرایی شود. مجریان طرح عفاف و حجاب باید آموزشهای لازم را در زمینه امر به معروف و نهی از منکر فراگرفته و از صلاحیت لازم برای مشارکت در این طرح برخوردار باشند». درست است که اجرای طرح حجاب و عفاف در دستور کار همه وزارتخانهها و نهادها و سازمانها قرار گرفته است و بزودی شاهد اجرای آن در سازمانها و ادارات کشور هستیم اما سوالی که هنوز جوابی قطعی به آن داده نشده این است که چه کسی میخواهد روی انجام این طرح نظارت داشته باشد یا هماهنگکننده این طرح کیست و در صورت رعایت نکردن مصوبات این طرح آیا عواقبی برای مسوولان خاطی در نظر گرفته شده است یا خیر؟ اگر جدیت و همکاری پشت اجرای این طرح نباشد، مطمئنا این طرح هم به تاریخ میپیوندد و تنها بودجهای از بیتالمال به هدر رفته و بس.
حجاب عرفی، اخلاقی یا قانونی؟
براستی مشکل پوشش در جامعه از کجا نشات میگیرد؟ برای یافتن پاسخ این پرسش باید بدانیم که حجاب در زمره کدام رده از ارزشهای ما قرار میگیرد؟ مهدی فاطمیصدر، پژوهشگر حوزه معرفتشناسی معتقد است: «لایه اول ارزشهای جامعه «بایدها و نبایدها»ست. این لایه را میتوان به اسکلت و استخوانبندی تشبیه کنیم که سخت است و انعطافپذیری ندارد و همه ملزم به رعایت آن هستند. روی اسکلت قانون، لایه نرم و قابل انعطافی به نام «اخلاق» وجود دارد. در لایه اخلاق، بحث اختیار مطرح است چراکه ما عملی را اخلاقی میدانیم که اختیاری باشد. لایه سوم و نهایی که در پیکره ارزشهای هر جامعه وجود دارد، «عرف» است. در این لایه نه مانند قانون الزامی دیده میشود و نه مانند اخلاق اختیار. برای بحث درباره موضوع اجتماعی حجاب هم باید مشخص کنیم درباره لایه عرفی حجاب بحث میکنیم یا جنبه اخلاقی یا قانونی آن». این پژوهشگر در ادامه به نکته دیگری اشاره میکند: «اگر میگوییم باید مرزبندیها مشخص شود در واقع میخواهیم حیطه افرادی که باید با این هنجار اجتماعی مقابله کنند را مشخص کنیم. در هر جامعهای با بروز هر اتفاق، عناصر ضابطی هستند که از الزامات جامعه حفاظت میکنند. عموم مردم جامعه از عرف دفاع میکنند. آنچه عرف را حفاظت میکند فرهنگ عمومی است و اگر عرف خدشهدار شود در واقع فرهنگ عمومی است که مورد عتاب قرار میگیرد. در این میان ناصحان هم از جمله روحانیون و وعاظ از اخلاقیات حفاظت میکنند. حفاظت از الزامات و قوانین یک جامعه وظیفه مستقیم دولت است، دولت موظف است به عنوان ضابط قانون از الزامات یک جامعه دفاع و آنها را محقق کند». با توجه به توضیحات میتوان گفت، بحث حجاب شامل هر سه لایه بایدها و نبایدها، اخلاق و عرف میشود. اما عدهای معتقدند، داشتن حجاب و نماز خواندن تنها در لایه عرف گنجانده میشود و کاملا فردی است. او در اینباره میگوید: «از نگاه بسیاری از روشنفکران، حجاب موضوعی کاملا شخصی است و عرف، ارتباطی با الزامات اجتماعی و اخلاقی ندارد. مخالفان این طرح حجاب را امری شخصی میدانند و میگویند دولت حق وارد شدن به آن حیطه را ندارد». صدر با تاکید بر اینکه مشکل اصلی جریان بیحجابی یا بدحجابی و فحشاسالاری تفکر مدرن است که خود نشان از ضعف در عبودیت دارد، میافزاید: «در بحث حجاب و عفاف باید این نکته را دنبال کنیم که منشا کار، امری فقهی است، یعنی دستوری از طرف خداوند صادر شده است. وقتی بنا بر استدلال خودمان چیزی را از دین کم یا زیاد میکنیم در واقع به این نگاه الهی دین خدشه وارد کردهایم. در دهه 60 پوشیدن شلوار لی معنای خوبی نداشت و کمی روی این موضوع سختگیری میشد اما دهه 70 و 80 بسیاری از افراد شلوار لی میپوشند. در حال حاضر همین بیتفاوت بودن به مساله پوشیدن شلوار لی موجب شده عدهای فکر کنند اسلام تغییر کرده است». او در ادامه میگوید: «دعوا بر سر چادر و لچک نیست، بر سر رنگ قرمز و آبی و بنفش نیست. دعوا بر سر این است که چه کسی اینجا حاکم است. مساله این است که من خدای خودم هستم یا تابع خداوند. دعوای ما میان موحدان و مشرکان است. دعوا بر سر تفکر ولایی، تفکر توحیدی و تفکر اومانیستی است. متاسفانه امروزه ملاکهای تجربی را جایگزین ملاکهای وحیانی کردهایم. اگر عرفیات را به دین تبدیل کنیم شروعی است برای سکولاریسم. زمانی که عرف را که غیر ثابت است به دین متصل میکنیم، با شکست آن عدهای گمان میکنند دین شکسته شده است. به عنوان مثال در میان اذهان عمومی رنگ خاکستری، قهوهای و مشکی جزو رنگهای اسلامی شناخته شده است. چند وقتی است که رنگهای روشن از جمله صورتی، نارنجی و مغز پستهای را وارد یونیفورم دانشآموزان و محیط مدارس کردهایم. عدهای با داشتن تفکری غلط گفتند ما رنگهای اسلامی را عقب زدیم پس دین خدا را عقب زدهایم». امر به معروف یا...
«هستی» 21 سال دارد و مانند بسیاری از جوانان زیبایی و آراستگی را میپسندد. او در چارچوب اعتقادی حجاب را محترم میشمرد اما پوشش او با آنچه در قرآن تعریف شده، متفاوت است. او معتقد است که حجابش اسلامی اما کمی بهروز شده است! بعد از کمی گفتوگو درباره پوشش هنگام ترک ما روسریاش را کمی جلو میکشد و میگوید: «حرفهایتان را میپذیرم اما بعضیها برای تذکر دادن لحن بدی را انتخاب میکنند، حتی عدهای از آنها توهین هم میکنند و این برخوردها نتیجه عکس دارد و موجب میشود ما با آنها لجبازی کنیم. ما هم مانند شما به خدا و روز قیامت اعتقاد داریم. اگر کمی بهتر با ما برخورد کنند، فکر میکنم بتوانند به هدف خود برسند، با تذکر درست ما میتوانیم رفتارمان را اصلاح کنیم». فاطمه آلیا، عضو فراکسیون زنان مجلس درباره تاثیرگذاری امر به معروف و نهی از منکر در کنترل مشکل حجاب میگوید: «اگر در جامعهای این عزم و اراده پیدا شود که همه زنان و مردان امر به معروف و نهی از منکر کنند، آن زمان ارزشهای اسلامی حاکم میشود. یکی از دلایلی که برخی از ارزشهای اسلامی و مورد احترام مردم و نیز ارزشهای فرهنگی در جامعه مورد خدشه واقع میشود، بیتفاوتی افراد آن جامعه است، یعنی اگر افراد جامعه در هر محیطی که قرار دارند، امر به معروف و نهی از منکر کنند دیگر نیازی به قانونگذاری و اتلاف نیرو و انرژی برای انجام شدن یا نشدن کار نیست. امر به معروف و نهی از منکر باید در اولویت رفتار اجتماعی هر شخصی قرار داشته باشد. اگر افراد درباره حیات واقعی انسانها که سلامت جامعه به شمار میرود و نیز ارزشهای اسلامی و انسانی که به منزله اکسیژن برای جامعه لازم است، بیتفاوت باشند به طور طبیعی آفتهای زیادی پیدا میشود». امر به معروف و نهی از منکر آداب خاص خود را دارد. گاهی نداشتن فن بیان یا زبانی نرم خود موجب بیزاری افراد میشود. متولیان فرهنگی و آموزشی باید از همان ابتدا کودکان را در مصادیق مختلف با معروف و منکر آشنا کنند تا اگر فردی قرار است امر به معروف و نهی از منکر کند بر اساس معرفت، شناخت و آگاهی باشد و اگر غیر از این باشد تاثیر قابل ملاحظهای ندارد. آلیا در این باره میگوید: «اگر کار فرهنگی با اصول و برنامهریزی صحیح انجام نشود حتما بازخورد منفی به دنبال خواهد داشت. متاسفانه در جامعه ما برای نهادینه کردن فرهنگ امر به معروف و نهی از منکر سرمایهگذاری قابل توجهی صورت نگرفته است. آن وقت برای پر کردن این خلا، قانون وضع کرده، برنامهریزی و سیاستگذاری میکنیم و از آنجا که ساز و کار مناسبی نداریم هر چند وقت یکبار احساس میکنیم در جامعه اسلامیمان همه موازین بدرستی رعایت نمیشود و ظاهر جامعه آنگونه که در شان و تراز و شاخصههای اسلامی است مشهود نیست».
این نماینده مجلس، یکی از دلایل ناکامی طرح «ارتقای امنیت اجتماعی» را عدم برخورداری از مهارت اجرای صحیح امر به معروف و نهی از منکر دانسته و میگوید: «برخی از ماموران نیروی انتظامی در تذکر به متخلفان، ادبیات برخورد با مردم را بدرستی رعایت نمیکردند و تفاوتی میان کسانی که سرکشی و لجبازی میکنند و ماموریت دارند تا در قالب جرائم سازمانیافته ناهنجاری در جامعه ایجاد کنند با کسی که فقط کم توجهی کرده است قائل نمیشدند، در نتیجه برخورد یکسان و شدیدی میکردند. همین امر موجب انعکاس برخی از نارضایتیها به مجلس و دولت شد و همین مقدمات سوءاستفاده عدهای فرصت طلب را فراهم کرد. سال گذشته یکی از کاندیداهای ریاستجمهوری برای کسب رای، وعده تعطیلی گشت ارشاد را داد تا بتواند رای مخالفان ارزشهای اسلامی را کسب کند». این عضو فراکسیون زنان مجلس که خود از ارائهدهندگان طرح عفاف و حجاب در شورایعالی انقلاب فرهنگی بوده، این طرح را جامع میداند و معتقد است، برای اجرای آن بسترسازی لازم صورت گرفته است. اگر همه دستگاهها و نهادهایی که این طرح به آنها ابلاغ شده است با یک عزم ملی به اجرای آن همت گمارند و هماهنگ وارد عرصه شوند نتیجه مطلوب محقق خواهد شد. ضمن اینکه اجرای طرح توسعه حجاب و عفاف تنها شامل حال بانوان نمیشود بلکه آقایان هم باید در رعایت آن کوشا باشند.
حجاب و استحکام خانواده
برای توسعه طرح حجاب و عفاف علاوه بر فعالیت نهادهای حکومتی، نقش تاثیرگذار نهاد خانواده را نباید فراموش کرد چراکه خانواده مهمترین، اساسیترین و تاثیرگذارترین نهاد اجتماعی است. حجتالاسلام سیدعلی حسینی، کارشناس مذهبی در اینباره توضیح میدهد: «یکی از عوامل مهم در تشکیل و استحکام خانواده رعایت حجاب است چراکه اگر در جامعه حجاب کاملا رعایت و رابطه جنسی فقط به ارتباط زن و شوهری محدود شود، آن هنگام جوانان با ازدواج به تشکیل خانواده تمایل پیدا میکنند و خانوادههای تشکیل شده نیز ثبات و استحکام بیشتری خواهند داشت. در نهایت بیشترین فایده نصیب خود زنان خواهد شد زیرا با استحکام خانواده بانوان از محبت و حمایت روحی و عاطفی همسران خود برخوردار خواهند شد اما اگر در مقابل، بدحجابی و بیحجابی و خودنمایی و آرایش بانوان در جامعه رواج پیدا کند و در نتیجه روابط جنسی افسارگسیخته و غیرمشروع در غیر از محیط خانواده ممکن شود دیگر نهتنها جوانان با ازدواج به تشکیل خانواده تن نمیدهند بلکه خانوادههای تشکیل شده نیز متزلزل شده و فروخواهند ریخت چراکه مردان با دیدن زنان بدحجاب و بیحجاب آسیبپذیر خواهند شد و نتیجهاش سردی کانون گرم خانواده و جایگزین شدن انزجار و تنفر به جای محبت به خانواده میشود، بنابراین در پرتو رعایت کامل حجاب اسلامی اولا زمینه تشکیل نهاد خانواده فراهم میشود ثانیا نهاد خانواده درخشش، بالندگی و استحکام مطلوب را پیدا خواهد کرد».
حجاب سنگر توست
چند شب پیش دکتر حسن عباسی، میهمان برنامه دیروز، امروز و فردا بود. او در این مناظره به نکته قابل تاملی اشاره کرد: «جنگ نرم زمانی رخ میدهد که دشمن از غفلت ما استفاده کند. برای اینکه جنگ نرم مشخص شود باید ابتدا اقدام نامتقارن را توضیح داد. در این جنگ ابتدا مانند بازی فوتبال، زمین بازی خود و دشمن را مشخص و بعد از آرایش تیم، قواعد خودمان را از قواعد دشمن تفکیک میکنیم. در زمین خود با قواعد خودمان بازی کردن میشود اقدام متقارن مثبت و در زمین دشمن با قواعد خودمان بازی کردن هم میشود اقدام نامتقارن مثبت. اگر در زمین دشمن مجبور شدید با قواعد دشمن بازی کنید، اقدام متقارن منفی و اگر در زمین خودی با قواعد دشمن بازی کردید، میشود اقدام نامتقارن منفی. برای درک این مساله خانم دانشجویی را در نظر بگیرید که چادر سر میکند، یعنی در زمین خودی با قوانین خودی بازی میکند. اگر به عنوان مثال برای ادامه تحصیل به دانشگاه سوربن رفت و آنجا هم چادر بر سر کرد یعنی در زمین دشمن با قواعد خودی بازی کرده و حرکت او میشود اقدام نامتقارن مثبت. اگر در زمین دشمن او را مجبور کردند حجابش را بردارد، میشود اقدام نامتقارن منفی چرا که او مبتنی بر قوانین آنها برخورد کرده است. اما اگر این خانم دانشجو به ایران بازگشت و دیگر حجاب نداشت یعنی در زمین خودی به قواعد دشمن عمل کرد که میشود اقدام نامتقارن منفی. نکته قابل توجه این است که باید در زمین خودی با قواعد خودی بازی کنیم نه با قواعد دشمن».
به نظر میرسد با این نگاه، حجاب بیش از آنکه یک امر فردی باشد در اسلام و در دنیای امروز جایگاه ابزار تهاجمی است؛ ابزاری که میتواند مرزهای دشمن را تسخیر کند و شاید با توجه به همین نگاه است که باید در مرزبندی با جبهه استکبار حجاب را یک برجک دیدهبانی لحاظ کرد. دکتر غلامعلی حداد عادل، رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس در کتاب «فرهنگ برهنگی، برهنگی فرهنگی» درباره بیحجابی مینویسد: «زنی که اندام خود را در معرض دیدگان میگذارد و آنچه را به جنسیت او مربوط میشود را به کوچه و بازار میبرد، در حقیقت میخواهد با تکیه بر زنانگی خویش، جای خود را در جامعه باز کند نه با تکیه بر انسانیت خویش. در واقع او به این ترتیب اعلام میکند که آنچه برای او اصل است زن بودن اوست و نه انسان بودن او و نه اندیشه و لیقات و کارآیی او. چنین زنی قبل از هر چیز اسیر خود است و او به مغازهداری شبیه است که دائما در فکر تزئین و تغییر دکوراسیون و تزئین مغازه است و این تزئین و خودنمایی به او مجال فکر کردن درباره ارزشهای معنوی بزرگ را نمیدهد». حجتالاسلام حسینی درباره آثار سوء بیحجابی میگوید: «بدحجابی منشا برخی از رذایل اخلاقی و در نتیجه موجب سقوط زن از مقام و منزلت الهی و انسانی خویش میشود چراکه ابتذال در پوشش و بدحجابی، ابتذال در اخلاق را به دنبال دارد. بدحجابی مقدمه بیبند و باری و زمینهساز لذتهای شهوانی نامشروع است. بدحجابی ارزشهای راستین دختران را تحت تاثیر قرار میدهد و آنان را فدای هرزگیها و هوسرانیهای شیادان میسازد. بدحجابی ارزش حقیقی زن را از بین میبرد و او را تا حد یک کالای بیارزش مادی پست و ذلیل میکند».
حضوری سالم
وقتی واژه حجاب مطرح میشود 2 نوع تفکر در اذهان رقم میخورد؛ عدهای حجاب را مصونیت میدانند و عده معدودی آن را محدودیت تلقی میکنند. طرفداران حقوق بشر با عنوان کردن «تساوی حقوق زن و مرد» پوشش را برای زن دست و پاگیر دانسته و آن را برخلاف آزادی قلمداد و به عنوان حمایت از حقوق زن مطرح کردهاند، در صورتی که پوشش اسلامی به نفع زن و جامعه است و نهتنها دست و پا گیر نیست و تضادی با آزادی ندارد، بلکه زنان با حفظ پوشش اسلامی میتوانند برترین فعالیتهای اجتماعی را داشته باشند و در چارچوب آزادیهای صحیح و مقبول از حق آزادی خود بهرهمند شوند. حضرت آیتالله خامنهای در خطبههای نماز جمعهای که 14تیر سال 59 برگزار شده بود، در توصیههایی به زنان مسلمان ایرانی فرمودند: «حجاب اسلامی وظیفه حفظ عفاف اسلامی است. شخصیت زن مسلمان به او اجازه نمیدهد که از راه نشان دادن پیکر برهنه خود زینت خود را نشان دهد. ای زن مسلمان! ای مادری که کودک خردسال خود را در آغوش گرفتی و به میدان خطر رفتی و جان خود و کودکت را به خطر انداختی، ای خواهران عزیز که مراعات حجاب اسلامی را نمیکنید شما همان کسانی هستید که در مبارزه ملت ایران با حجاب شرکت کردید و نشان دادید که به انقلاب و اسلام وفادار هستید، امروز هم انقلاب ما محتاج وفاداری شماست. ای خواهران اداری که هیچ عنادی با جمهوری اسلامی ندارید فضای جامعه انقلابی را فضای عفاف عمومی قرار دهید، کاری کنید که با بیاعتنایی شما به آرایش، دشمن یکبار دیگر احساس کند که زن مسلمان ایران تسلیمناپذیر است. امروز که انقلاب مورد تهدید دشمنان ما قرار گرفته با حرکت هوشیارانه خود یک بار دیگر بینی دشمن را به خاک بمالید و هوشیار باشید و توطئه دشمن را بشناسید و بدانید که هم در محیط ادارات و هم در کوچه و خیابان و هم در جامعه سعی کنید عفاف را حفظ کنید. من از سوی تمام ملت مسلمان از شما خواهران مسلمان تشکر میکنم که در پیروی از فرمان امام با لباس اسلامی در محیط کار حاضر شوید». بدون تردید بانوان بخش عظیمی از نیروهای انسانی جامعه را تشکیل میدهند که در ابعاد مختلف فرهنگی، اجتماعی و سیاسی میتوانند نقشآفرینی کنند. عدهای بر این باورند که حجاب یعنی خانهنشینی اما یادمان باشد حجاب در اسلام به معنای پردهنشینی نیست، بلکه به معنای پوششی معقول برای جلوگیری از فساد و حفظ کرامت زن است. حجتالاسلام حسینی ابتدا به مثالی اشاره میکند: «همان طور که سد نیروی آب را مهار میکند و آن را در معرض استفاده مطلوب قرار میدهد حجاب و پوشش اسلامی بانوان نیز همچون سدی عظیم و آهنین نیروی زنان را ذخیره میسازد و از هزر رفتن آن در مسیرهای نامطلوب جلوگیری میکند». او در ادامه میافزاید: «اسلام با تدبیر حکیمانه قانون حجاب و پوشش کامل بانوان در خارج از منزل، در حقیقت دستور جواز حضور سالم آنها را در اجتماع صادر کرده است و با احکام جامع و راهگشا در زمینه رعایت حجاب اسلامی از یکسو این نیروی عظیم را از تباه شدن و بیاثر ماندن نجات داده و از سوی دیگر جلوی ناهنجاریها و فسادهای ناشی از اختلاط مرد و زن را گرفته است. نیروی بانوان وقتی ارزش خود را در جامعه به دست میآورد و گرمی بخش و مکمل فعالیتهای اجتماعی دیگر میشود که زنان حجاب کامل خود را رعایت کنند. برخلاف فرهنگ غرب که آزادی را در بهرهمندی هرچه بیشتر از لذتهای جسمانی و تبعیت از خواهشهای نفسانی میداند در فرهنگ اسلامی، آزادی واقعی و حقیقی انسان مشروط به کنار گذاشتن هوا و هوسهای نفسانی و تسلیم احکام الهی بودن است. از حضرت علی(ع) نقل شده که فرمودهاند: «هرکس شهوتها و خواهشهای نفسانی را ترک کند آزاد است»، بنابراین نهتنها حجاب با آزادی حقیقی مخالفتی ندارد بلکه آزادیآفرین است». اسلام با اصل حضور زن در عرصههای مختلف اجتماعی، سیاسی و فرهنگی و پیشرفت در این عرصهها هیچ مخالفتی ندارد. امام خمینی (ره) در اینباره در کتاب صحیفه خود نوشتهاند: «اسلام با آزادی زن نهتنها موافق است بلکه خود پایهگذار آزادی زن در تمام ابعاد وجودی زن است... این تبلیغات که اگر اسلام پیدا شود مثلا زنها باید بروند توی خانهها بنشینند و قفلی هم بزنند که بیرون نیایند، چه حرف غلطی است که به اسلام نسبت میدهند، صدر اسلام زنها توی لشکر هم بودند، توی میدانهای جنگ هم میرفتند.... زنان در جامعه اسلامی آزادند و از رفتن آنها به دانشگاه و ادارات و مجلسین به هیچوجه جلوگیری نمیشود، از چیزی که جلوگیری میشود، فساد اخلاقی است که زن و مرد نسبت به آن مساوی هستند برای هر دو حرام است». میتوان اینگونه برداشت کرد که اگر قرار بود در اسلام زن در اجتماع حضور نداشته باشد و فقط در خانه و در کنار محارم خود باشد اصلا حجاب معنایی پیدا نمیکرد. رهبر انقلاب اسلامی نیز درباره حضور بانوان در جامعه فرمودهاند: «در عرصه فعالیتهای اجتماعی، سیاسی و علمی و فعالیتهای گوناگون، زن مسلمان مثل مرد مسلمان حق دارد آنچه را که اقتضای زمان است، آن خلایی را که احساس میکند و آن وظیفهای را که بر دوش خود حس میکند، انجام بدهد. چنانچه دختری مثلا مایل است پزشک شود یا فعالیت اقتصادی بکند یا در رشتهای علمی کار بکند یا در دانشگاه تدریس کند یا روزنامهنگار بشود، برای او میدانها باز است. به شرط رعایت عفت و عفاف و عدم اختلاط و امتزاج بین زن و مرد، در جامعه اسلامی میدان برای زن و مرد باز است». عدهای معتقدند، با اجرای طرح حجاب و عفاف، حضور خانمها در اجتماع محدود میشود. آرینمنش درباره این اعتقاد میگوید: «تحت هیچ شرایطی اجرای این طرح برای خانمها محدودیت ایجاد نمیکند. کسانی که چنین اظهار نظرهایی میکنند قطعا محتوای طرح را مطالعه نکردهاند. به عنوان مثال یکی از مخاطبان این طرح، سازمان صدا و سیماست. این سازمان موظف است در تولید فیلمها و سریالها به گونهای عمل کند که نقش حجاب و عفاف پررنگ باشد. این کجایش محدودیت بانوان است؟ اتفاقا اگر این طرح اجرا شود نهتنها محدودیتی در کار نیست بلکه زمینه حضور سالم زنان در عرصههای اجتماعی نیز نسبت به قبل هموارتر میشود».
گوشهای از پیامدهای بدحجابی
در حال حاضر حجاب و عفاف در جامعه در شرایط مطلوبی نیست. عدم رعایت حریم زن و مرد به گونهای شده است که اگر افرادی این حدود را رعایت کنند، آدمهای بیکلاس و کسانی که این حدود را رعایت نمیکنند با فرهنگ به حساب میآیند. کسی منکر نیازهای یک جوان نمیشود. جوان، هم غریزه دارد و هم فطرت. چه شده که یک جوان مسلمان برای خودنمایی و جلب توجه دیگران حاضر میشود امر واجب الهی را زیر پا بگذارد؟ آیا برطرف کردن این احساس توجیه قابل قبولی است؟ حجتالاسلام صالحنیا، کارشناس مذهبی در پاسخ میگوید: «جوان بر اساس کششهایی تمایلات نفسانی و درونی دارد که بعضی از این تمایلات درونی به رسمیت شناخته شده و در عرف و فرهنگ و دین برای تامین آن راهکارهایی در نظر گرفته شده است. اما بحث خودنمایی نه در عرف بلکه در شرع و فرهنگهای مختلف هم به رسمیت شناخته نشده است. جوان بر اساس غرایزی خاص دوست دارد خودنمایی کند که آن هم در قالبهای خاصی تعریف شده اما اگر بخواهد خارج از این کادر برای همه خودنمایی داشته باشد نه در دین بلکه در عرف هم چندان پسندیده و مجاز نیست». بدحجابی نهتنها چهره جامعه اسلامیمان را خدشهدار میکند بلکه آسیبهای دنیوی و اخروی نیز برای شخص و جامعه در پی دارد. لاله افتخاری، عضو فراکسیون زنان مجلس در اینباره میگوید: «امنیت فرهنگی و اخلاقی جزو حقوق شهروندی افراد محسوب میشود. نوع پوششی که زنان در حال حاضر از آن استفاده میکنند، موجب پایمال شدن حق دیگر افراد جامعه میشود. برخی افراد نادانسته به دنبال این نوع پوشش میروند، در حقیقت این افراد به مانکنهای سیار برای ترویج بعضی از نگاههای تحمیل شده از سوی دشمنان نظام که قصد براندازی دارند، تبدیل شدهاند. خدشهدار شدن چهره نظامی که ارزان به دست نیامده، به خطر افتادن امنیت خود فرد و خانوادهها و مورد اهانت قرار گرفتن فرد بیحجاب از اثرات نامطلوب بیحجابی و بیعفتی است. رعایت حجاب و عفاف در همه اقوام و تمدنها به چشم میخورد، کسانی که به بیحجابی روی میآورند در حقیقت خود را به دور از تمدن نشان میدهند و چهره دیگر افراد جامعه را خدشهدار میکنند، از این رو باید از مطالبه بحق مردم در این زمینه دفاع کنیم». سیدجواد زمانی، مخبر کمیسیون اجتماعی مجلس به نکته قابل توجهی اشاره میکند: «زنان بیحجاب موجب تحریک دیگران میشوند، به همین دلیل بیشتر در معرض خطرات هستند. با توجه به آمارهای موجود، 90 درصد زنانی که ربوده شدهاند بدحجاب بودهاند؛ در حقیقت خودشان این زمینه را به وجود آوردهاند». بیحجابی و بیبندوباری عاملی برای بروز دیگر فتنهها و روزنهای برای ورود به فساد و بدبختی، تجاوز به ناموس، قتل و دزدی است. ایجاد بدبینی و سوءظن که ریشه فجایع از آن نشات میگیرد و بالا رفتن آمار طلاق از اثرات بیحجابی و بیعفتی است. داستانی که شاید تکرار شود!
کشوری در دل اروپا که نزدیک به 800 سال حکومتی اسلامی داشت و در این سالها از نظر علمی- فرهنگی، حتی از نظر شهرنشینی به رشد و شکوفایی قابل توجهی دست یافت، اکنون کشوری مسیحی است و ناقوس کلیسا بر فراز ماذنه مساجد این کشور نواخته میشود. در شرایطی که اروپا در جهل قرون وسطایی بسر میبرد، در آندلس تقریبا همه سواد خواندن و نوشتن داشتند. وجود مدارس و مراکز علمی متعدد از قبیل دانشگاه و کتابخانهها از مشخصات این دوره است. با ایجاد مدارس رایگان، همگانی کردن آموزش و ترویج فرهنگ علم دوستی و دانشپژوهی در آندلس، بزرگانی در میدان علم و اختراع قدم نهادند و تازههایی را به بشریت و جهان علم عرضه کردند. در پزشکی با ظهور افرادی چون علی بن عباس، زهراوی، باهلی، ابن زهر و... بدان پایه از تخصص علمی رسیدند که جراحیهای دقیق چشم را انجام میدادند. براستی دلیل این سقوط چیست و برای ما چه زنگ خطری را به صدا درمیآورد؟ در برابر علامت سوال بزرگی که در برابر غروب آفتاب اسلام در آندلس قرار دارد، 2 دلیل عمده مطرح است که عمدهترین آنها را گوستاو لوبون، مورخ، محقق و شرقشناس معتبر فرانسوی مینویسد: «دشمنان با انتشار فساد و رواج مشروبات الکلی و بیبند و باری و بالاخره بر اثر اختلافات میان زمامداران حکومت، بر مسلمانان چیره شدند و مسلمانان را به زور وادار به قبول دین مسیح کردند». کلیسا برای گسترش مسیحیت در این کشور اقدامات مختلفی انجام داد. در کتاب غروب آفتاب اسلام در آندلس آمده است: «وقف تاکستانهای بزرگ و متعدد و توزیع مشروبات حاصل از آنها به شکل رایگان در میان جوانان مسلمان و تاسیس تفریحگاههای متنوع که خدمه و کارکنان آن همگی «زیبارویان مسیحی» بودند و... از سوی صاحبان کلیسا، همگی عواملیاند که موجب ضعف اراده در میان جوانان مسلمان شد. دلیران مسلمان که به هنگام فتح آندلس با چنان ایمانی میجنگیدند که نوشتهاند، کشتیهای خود را به آتش کشیدند تا دیگر راه بازگشتی نداشته باشند، اینک در آغوش دختران زیباروی مسیحی به ضعف نشستهاند». در این کشور اسلامی، مسیحیان قراردادهایی را با حاکمان مسلمان بستند و آزادانه به ایجاد تفرجگاه و مدرسه و انجام تجارت میان مسلمانان پرداختند؛ در مدارس خود به فرزندان مسلمان، افکار دینی مسیحیت را القا میکردند و با به گردش درآوردن دختران زیباروی مسیحی در تفریحگاهها، جوانان مسلمان را به آنجا میکشاندند و با ترویج خرید و فروش مشروبات الکلی، مردم مسلمان را از اعتقادات دینی خود تهی میکردند و به این طریق فساد را در پیکره جامعه اسلامی رسوخ دادند و آن را از درون تهی کردند. بدین ترتیب بود که توان مقاومت را از آنان گرفتند. ابن غسال، در غم سقوط یکی از شهرهای آندلس میسراید: «اگر گناهان مسلمانان و فرو رفتن آنها در منجلاب معاصی بزرگ و کوچک نبود، هیچگاه سواران مسیحی بر آنان پیروز نمیشدند. آری! علت ضعف، گناهانشان بود. افراد فاسد کارهای زشت خود را پنهان نمیکردند و آنهایی هم که کار خوب انجام میدادند، از روی ریا بود». تحت تاثیر این شرایط، جوانانی که در زمان فتح آندلس چنان شجاعانه میجنگیدند که کشتیهای خود را به آتش کشیدند تا دیگر راه بازگشتی نداشته باشند، اینک در آغوش دختران زیباروی مسیحی به ضعف نشستهاند. امیر علی، تاریخنویس مسلمان در کتاب «امیر علی، تاریخ غرب و اسلام» مینویسد: «جوان مرد یا شوالیه عرب که برای جنگ به میدان مسابقه میرفت، روی بازوهای خود علامتی داشت مانند شکل قلب با تیری که آن را سوراخ کرده یا حرف اول اسم محبوبه خود را داغ یا خالکوبی میکرد. این سپاهیان آشکارا در حضور محبوبههای خود برای جایزه شجاعت و دلاوری با یکدیگر مبارزه میکردند و اغلب با محبوبههایشان میرقصیدند». سالهاست که داستان تاسفانگیز آندلس بر کتابها نوشته شده اما هیچکدام از ما به دنبال یافتن شباهتهایی که ممکن است این روزها با داستان غروب تاسفانگیز آندلس داشته باشیم، نیستیم.